از بعد نتایج کنکور تا حالا انواع و اقسام حرفا رو شنیدم از دوست، آشنا، غریبه، بقال سر کوچه حتی(!)...بعضی میگن این دختر اگه ۲۰۰و خورده ای شده بود میرفت دانشگاه دروغ میگه، بعضی میگن پرتوقع و از خود راضی هستی هاروارد میخوای! ...عاخه تو کی هستی که هاروارد میخوای؟ ، بعضی میگن... از این قبیل حرفا ناراحت نیستم اصلا چون پارسال هم گفتن و فقط خودشون سبک شدن:)
اما واقعا از آدمای اینجا دلگیرم نه از اونایی که نصیحت کردن...از اونایی که توهین کردن:|
مثلا گفتن:خب تو الان خیلییی شاخی، دنبال توجهی، عقده ای:| ،... فکر نمیکنم نوشتن از خودم، از کارام، از درسم، از تصمیمم،...جنبه ی جلب توجه و خود شاخ پنداری داشته باشه...
واقعا ناراحت شدم..این وبلاگ منه هر چی هم دلم بخواد هم مینویسم و به هیچ بنی بشری هم مربوط نیست
متاسفم برای همه تون:| از اینجا هم قصد دارم برم، برم یه جایی که توهین بهم نشه...شاید هم برگردم، نمیدونم:/ اگه هم برگردم وبلاگم بصورت متکلم وحده اداره میشه...
فعلا، بای:)
+جواب کامنت های دوستای عزیزم رو قبل رحلت میدم:)
برچسب:
نویسنده: پویان جعفرینژاد