۱.دیدم با این اوضاع و احوالات سرماخوردگی نمیشه درس خوند. بر آن شدم، کتاب دفترهامو جمع و جور کنم. نصف کتاب تست هامو ریختم دور :دی
دو سه تا پوشه و کلاسور و دفتر هم یافتم مربوط میشد به دوران المپیاد! نشستم نگاهشون کردم! تحلیل مثنوی:/ تحلیل کلیله و دمنه:/ بوزیه و باخه:/ منصور حلاج:/ شرح دیوان حافظ ابیات مختوم به عین:| شرح گلستان در باب ستایش عشق و جوانی:| دیوان سعد سلمان:/ سیمین بهبهانی بیوگرافی! تحلیل صرفی و ترکیب سوره نور:// ترجمه داستان زبانه که اسمش یادم نیست:/ ...
خدا وکیلی بی تربیت ترین و مبتذل ترین منابع غیردرسی المپیاد ادبی در طول این سی و چند دوره واسه دوره ٢٨ بود:( چقدر اون سال اعضای کمیته منحرف و بی اخلاق بودن:/ شرم بر آنها! اصن من اینا رو خوندم چشم و گوشم باز شدا. من دختر مظلوم و ساده و پاکی بودم:/
مثلا نمیدونستم "روسپی" یعنی چی:) آس١ و ٢ هم مونده بوده بودن چطور به من بفهمونن :دی وای خدا:) اصلا یه وضعیت مخوفی داشتم من! بعد باورشون نمیشد من نمیفهمم!! اون شعر مبتذل نادر نادر پور رو من تحلیلشو نوشته بودم:/ اینا نمیتونستن از روش بخونن:/ هی باید اون الفاظ داااغوووونو تکرار میکردم، مردم از خجالت:| یا این همه قسمت خوب داره تاریخ بلعمی مثلا آفرینش انسان و اینا... اعضای کمیته محترم دقیقا قسمتای مورد دارِ این کتاب با این قطر رو انتخاب کرده بودن:/ یا حتی حافظ:| یا حتی سیمین بهبهانی:| یا اون کتاب بیگانه:| خااااک یعنی! خاک به سر من! الان دارم میفهمم با دو عدد پسر این همه چرت و خوندن یعنی چی! متاسفم برای خودم! وای داستانِ خواستگاریِ توی سنگر و قمقمه های خالی:( هی من نمیفهمیدم! آس۱ هم هی میگفت تو از بیخ نمیفهمی:(((( کثااااافت بنده خدا خودش هم معذب بود:| آخرش معنی این کلمه های بوووق رو مینوشت برام تا نه خودش خفه شه و نه من لبو :دی مجددا خاک بر سر من:(
شاعر هم میفرماید:
عشقم دادی ز اهل دردم کردی از دانش و هوش و عقل فردم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم می خواره و رند و هرزه گردم کردی
۲.یه سری متن به اصلاح ادبی از خودم هم یافتم و همینطور دفتر املای سوم ابتدایی همون جهشیم! که تهش خاطره نوشته بودم و چقدر هم خوب نوشته بود! واترقیده ام! در طی ١٠سال مغزم آتروفی شده:| الان ببینید چقدر چرند و پرند میگم:/
اینم خاطره نویسی من در ۸سالگی
این هم خط آس۲،شعر زمستان اخوان
برچسب: واترقیده,
نویسنده: پویان جعفرینژاد