
عکس فوق یه عکس یهویی دوست داشتنیه! ولی این که من چرا با این عکس خودگرفته ی یهویی حال میکنم چند تا علت داره:
۱. اینجا یه جاییه که هیچ کس نمیتونه حدس بزنه کجاست! :)
۲. پای من که اون بالا بود و اصلا ذره ای خجالت نمیکشیدم از این بابت! کمرم خشک شده بود، کسی هم نگاه نمیکرد :) کلا همه خود درگیرن!
۳. یه لحظه دوربین باز شد و این صحنه اومد، من هم گرفتم! ولی اصلا فکر نمیکردم این قدر باحال بشه!
۴. کفشم خیلی خوب افتاده توش! :دی
۵. عمق این عکس رو عده ی محدودی توی دنیا میفهمن! (مثلا کمتر از انگشت های یه دست)
۶. میدونم کادر کجه و پای دوست بغلی له تر از خودم هم افتاده توش و کمی عکس رو زشت کرده اما گفتم که یهویی بود!
۷. وقتی داشتم این عکس رو میگرفتم خودم رو سرزنش کردم که چرا جین مشکی نپوشیدم که عکس قشنگ تر بشه :|
۸. اون آقاهه که اون پشت وایساده به طرز لطیفی میخواست دوربین رو نگاه کنه ولی من سریع تر عمل کردم :)
- چه جایی بهتر از این وب بیچاره برای ثبت این چرندیات؟! اینستاگرام که فعلا ندارم :(
+ راستی فردا چه روزیه؟
برچسب:
نویسنده: پویان جعفرینژاد